دلم یه روزی کبوتر می شد نفس نفس می زد پرواز می کرد خودشو به صحنت می رسوند از ته دل می گفت
اسلام علیک یا رئوف
یا عطوف
اما آقا الان یعنی خیلی وقته دلم یخ زده بال و پرم ریخته نفس نفس می زنه اما از رو زمین بلند نمی شه داره جون می ده به دادش برس تا تموم نکرده