قدم در جاده ی عشق

خدایا مولایمان را برسان

قدم در جاده ی عشق

خدایا مولایمان را برسان

پیام های کوتاه
  • ۲۸ مهر ۹۳ , ۲۳:۱۳
    عشق

من و آدم برفیم

شنبه, ۲۸ دی ۱۳۹۲، ۰۸:۱۵ ق.ظ
بچه که بودیم برف می بارید کلی ذوق می کردیم با کلی خواهش و تمنا از پدر ومادر می رفتیم ادم برفی می ساختیم  کلی ساعت وقت خرجش می کردیم  خیلی راحت و سخاوتمندانه شالگردن بچگی هامونرا گردنش می کردیم  که آدم یخیمون سردش نشه بعد هم دلنگران بودیم که آفتاب در نیاید و آب نشود چقدر صادق بودیم      

 

 

                                                           اما اکنون .....

شال گردنم را حتی نه برای ادم برفی که برای ادم ها هم خرج نمی کنم

 

ما در کمال ازادی و امنیت در حال زندگی هستیم و فریادمان بالاست  داد گرانی می زنیم در حالی که کمی ان طرف تر  نه خیلی دور ............................ همین نزدیکی ها  در کشوری نزدیک کودکی را قل وزنجیر می کنند و جلوی چشمانش پدر و مادرش را سر می برند 

دیگر برای ساختن ادم برفی هیچ احساسی ندارم   

                                                                 چون من یک ادم برفی سنگ دلی هستم که هیچ نور ی آن را آب نمی کند 

من نان ،آب نمی خاهم  فقط استقلال ، استقلالی که زندگی خیلی از افراد این دنیا به اون بستگی دارد   

نظرات  (۱)

کاش همیشه قدر داشته هامون رو بدونیم

مرسی عزیزم که سرزدی به کلبه ی کوچیکم و ممنون از لطفت. با کمال افتخار لینک شدی دوست خوبم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی